محمد الريشهري

255

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

فرمود : « اى عمّه ! او مانند مادر موسى [ داراى باردارى پنهان ] است » . هنگامى كه شب از نيمه گذشت و نماز شب راى خواندم ، با خود گفتم : سپيده نزديك است و آنچه ابو محمّد گفت ، هنوز پديدار نشده است ، كه ابو محمّد عليه السلام ندا داد : « عجله نكن » كه مليكه لرزيد . او راى به سينه ام چسباندم و سوره هاى توحيد و قدر و نيز آية الكرسى راى خواندم و جنين جانشين و لى خدا ، در دل او با من همراهى كرد و او هم آنها راى قرائت كرد . نور ، سر تا پاى خانه راى فرا گرفت و جانشين و لى خدا راى ديدم كه زير مادرش ، رو به قبله به حالت سجده است . او راى بر گرفتم . ابو محمّد عليه السلام صدايم كرد : « اى عمّه ! پسرم راى زود بياور » . او راى كه آوردم ، زبانش راى در كامش نهاد و سپس او راى بر پايش نشاند و فرمود : « پسركم ! به اذن خدا سخن بگو » . گفت : « از شيطان رانده شده به خداى شنواى دانا پناه مى برم . به نام خداوند بخشندة مهربان . « ما مى خواهيم كه بر مستضعفان زمين ، منّت نهيم و آنها راى امامان و و ارثان قرار دهيم . و آنان راى بر زمين چيره سازيم و به فرعون و هامان و سپاهيانشان ، آنچه راى از آن بيم داشتند ، نشان دهيم » . خدا بر محمّد مصطفى ، على مرتضى ، فاطمة زهرا ، حسن و حسين ، على بن حسين ، محمّد بن على ، جعفر بن محمّد ، موسى بن جعفر ، على بن موسى ، محمّد بن على ، على بن محمّد و پدرم ، حسن بن على ، درود فرستد ! » . در اين هنگام ، پرندگانى سبزرنگ ، ما راى در بر گرفتند . ابو محمّد ( امام عسكارى عليه السلام ) به يكى از آنها نگريست و به او فرمود : « او راى بگير و حفظ كن تا خدا در بارة او به تو اجازه دهد ، كه خدا كارش راى به انجام مى رساند » . من به ابو محمّد ( امام عسكارى عليه السلام ) گفتم : اين پرنده چيست ؟ و اين پرندگان چيستند ؟ فرمود : « اين جبرئيل است و اينها هم فرشتگان رحمت اند » و سپس فرمود : « اى